تبلیغات
 العجل یا صاحب الزمان - حکایت نجم....
ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد*** حیف باشد که توباشی و مرا غم ببرد
طبقه بندی: تصاویر و اشعار، داستان ها، | آشفته های غم : نظر
برچسب ها: یا اباصالح، انتظار دوست، العجل یا صاحب الزمان،

http://www.askdin.com/gallery/images/4435/1_103234206102791791071811319016522255564540.jpg

حکایت نجم اسود

در کتاب نجم الثاقب روایت است که :

مردی در قریه دقوسا که یکی از قریه های کنار نهر فرات بزرگ است ، ساکن بود . نام آن مرد نجم و لقبش اسود بود و او از اهل خیر و نیکی و صلاح بود . از برای او، زن صالحه ای بود که او را فاطمه می گفتند . او نیز زنی خیر و صالحه بود . این مرد و زن هر دو نابینا گشتند  و مدتی بر این حال صفیقه باقی ماندند . و این در سال 712 بود .

پس در یکی از شبها ، زن دید که دستی بر سر او کشیده شد . و گوینده ای گفت : ((حق تعالی ، کوری تو را زایل گردانیده است و برخیز شوهر خود ابو علی [نجم] را خدمت کن و در خدمت به او کوتاهی مکن .))

زن گفت : (( پس من چشم گشودم و خانه را پر از نور دیدم . دانستم که این حضرت قائم است .))
ادامه مطلب...
نویسنده : Ordup *
تاریخ : سه شنبه 29 بهمن 1392
ساعت : ساعت 20 و 27 دقیقه و 03 ثانیه



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir




پایگاه جامع عاشورا