تبلیغات
 العجل یا صاحب الزمان - تلاش...
ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد*** حیف باشد که توباشی و مرا غم ببرد
طبقه بندی: داستان ها، | نظرات : نظر
برچسب ها: داستان، تلاش، انتظاردوست،

 
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگامی که خداوند از من می پرسد : “زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟” پاسخ میدهم : هر آنچه از من برمی آمد !

ادامه مطلب...
نویسنده : انتظار دوست
تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1391
ساعت : ساعت 02 و 02 دقیقه و 00 ثانیه



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir




پایگاه جامع عاشورا